یکشنبه های لعنتی

اول اینکه از دیروز صبح داره یه بند بارون میاد ! بعدشم اینکه از جمعه ظهر من اینجام ! سوم هم اینکه گرسنمه ! چهارم : امروز دیگه آفای شریفی نیستن و رفتن ایران ! پنجم : یه برنامه جدید داریم از ساعت ١ تا ٢ به اسم یکشنبه بازار ! شش: اولین کاری که کردم این بود که یک آگهی رو میکسر بود که در باره لغو شدن یک برنامه در یکی از پارک های شهر به دلیل بد بودن ِ هوا بود . من این رو خوندم و پخش هم کردم . اطلاعیه هم کامل بود و اگر کسی ته سوادی هم داشته باشه و مختصری هم توانایی شنیدن میفهمه کل ماجرا  رو ! درست بعد از پخش آگهی یک نفر زنگ زد و در باره آگهی پرسید و من رو مجبور کرد که ۵ دقیقه کامل برای ایشون ٢٠٠ بار آگهی رو بخونم تا بفهمن !!!! با چه کسایی سر و کله میزنیم

الان آقای شهریار زنگ زدن . بذارین دقیقا بنویسم که در طول این تماس تلفنی ایشون چی گفتن : رضا این آگهی رو هی پخشش کن . رضا این و میخوام هر بار که میری آگهی پخش کنی . اینو هی پخشش کنی ها . یعنی هر بار حتی اگر یه آگهی هم میخوای بذاری این و پخش کن. بعر از اخبار هم پخشش کن . به مجری ها هم بگو که بگن . خوب پس یادت نره اینو هی پخش کنی ها !!!!!! مگه یه مطلب رو چند بار به یه نفر میگن که آقای شهریار ٢٠٠٠ بار این و واسه من تکرار کردن ؟!

جون شما امروز از اون روزای پر درد سره !

دیدن گفتم امروز یه مرگش میشه ، تورنتو رفت رو هوا !! یه منبع گاز یزرک منفجر شده و ملت در حال تخلیه کردن اون بخش از شهر هستن و دو منبع دیگه هم در حال منفجر شدن هستن . هر کدوم از این منابع حدود 220000 لیتر گاز نگه میدارن !

/ 0 نظر / 6 بازدید