يکشنبه ها و راديووووو

سامیلیکس به همه ... یه یکشنبه دیگه شد و من اینجام و مینویسم و .... خلاصه آره. آقای صفا کیش ظاهرا دوباره برمیگردن از امروز . یه یک ساعت و نیم بی کار بودیم که با اومدن آقای صفا کیش دیگه بی کار نخواهم بود !!! آخه آقای صفا کیش چطور دلتون اومد ؟ البته به شما دوستان بگم که اومدن ایشون اونقدر ها هم بد نیست ، چون برای من خوراکی و از این جور چیزا میارن و این خیلی خوبه .

آقای شهریار امروز زود اومدن !!! جریان چیه؟  جدیدا این رادیو رفت و آمداش بودار شده ! دلیلشم اینه که این آدم هایی که میان و میرن همشون عطر های خوش بو میزنن واسه همین رفت و آمدها بودار میشه !!!!

موضوع اولین برنامه صبح یکشنبه : آیا آشغالتون رو بازیافت میکنین ؟!!؟!؟!؟!!! و  یک شنونده اومدن و در باره تخم مرغ پرسیدن . و شنونده بعدی اومدن و از رابطه تخم ِ مرغ و آشغال حرف زدن ... چقدر صبح ِ جالبیه ...

یک مجری بسیار قدیمی که مدتها بود رادیو نیومده بود امروز میهمان یه برنامه بودن . و نکته جالب اینکه ایش.ن هنوز یادشون بود که من شیرینی دوست دارم و یک کیک ِ خوشمزه و بزرگ برای من آوردن که الان دارم میلومبونم. خانم هاشمی هم همیشه به من لطف دارن و قاقالی لی و نهار آوردن....

یک نکته جالب و قابل توجه اینکه ، من هروقت آهنگ تصور کن از سیاوش قمیشی رو میذارم ، تا ۱۰ دقیقه بعدش تشکرات مردم را جواب میدم . امروزم هر مجری که اومد گفت تصور کن بذار و منم بعضی وقت ها گذاشتم و بعضی وقت ها هم به این دلیل که خیلی پخش شده نمیذارم.

خبر ِ دسته اول

استاد تکین خراب کاری میکند ! یک بنده خدایی اومدن و با رادیو قرار دادی بستن و مبلق ِ سنگینی رو پرداخت کردن که هر جمعه برنامشون ساعت ۹ تا ۱۰ پخش بشه. جمعه گذشته ایشون ۱۰ نفر از دوستاشون و آوردم منزل تا دوستان ِ همکار برنامه ایشون رو بشنون. تکین برنامه این آقا رو قطع کرد و برنامه خودش رو گذاشت. این آقا هم قرار داد و به هم زد . تکین این حرکت و یه بار ِ دیگه هم انجام داد و قرار شد که آقای شهریار و خانم احمدی با تکین جدی حرف بزنن.... تکین جان مراقب ِ خودت باش.

فعلا باشین واسه خودتون تا بیام باز.

/ 7 نظر / 15 بازدید
کدخدا

يه وبلاگ دارم به اسم هات وبلاگ به نظرم ميشه از اين سوالاتت توی اون وبلاگ استفاده کنم

کدخدا

نه بمب هسته ای داره نه بمب افکن نه خمپاره . . .

وحيد

گفتی تخم مرغ. متعجب بودم که چرا هر سال اين موقعها که ميشه، تخم مرغ تو کانادا گرون و يه کمی هم کمياب ميشه. بررسی کردم و دليلش رو هم پيدا کردم: هر وقت اين آقای انبار پشم، داود آزاد، مياد اينجا و برنامه اجرا ميکنه، مرغها تا يه مدت از تخم ميرن. امروز يه تيکه از باز پخش برنامه ای رو که با خانم احمدی داشت شنيدم. واقعا که سرم درد گرفت و حالت تهوع بهم دست داد. خدا یه پولی به ما بده، یه کار و کسب حلالی هم به این بنده خدا بده که با ایجاد سر و صداهای نا هنجار امرار معاش نکنه. خدا خلايق رو زودتر از اين صداهای ناهنجار و گوش خراش آزاد کنه!!! آمين ن ن ن ن ن ن ن ن !!!

وحيد

راستی يه تيکه موسيقی عرفانی: هر سال انبار پشم ميرسد از چپپپپ و راست سالی یه بار در اینجا زر و زر و عر عر به پاست

معين

سلام تولد ضامن آهو امام رضا مبارک لينک دادم اگه می شه لینک بده