هوا گرم ميشود ما شادمان ميشويم

سلامی به گرمی ِ هوای تورنتو ! رضا میرفخرایی هستم .. یکشنبه هست و خلاصه تکرار ِ مکررات. امروز صبح با حسام اومدیم اینجا و برنامه ای رو ضبط کرد و این برنامه داره ویرایش میشه . قرار بود که همکار ِ حسام ( ریحانه) امروز بیاد که رسما ما رو پیچوند و به همین دلیل من هم زیر آبشون رو زدم و فکر نکنم دیگه بیان رادیو ! اینجا باند و باند بازیه ! یک عدد فایل ِ صدا دار میذارم براتون تا چند ساعت دیگه ( حدود ِ یک ساعت ِ دیگه ) . و میخوام نظر ِ شما دوستان را در موردش بدونم ! بابا نظر بدین دیگه اه !!!!!

ـــــــــــــ

سلام دوستان عزیز. حسام حسامیان هستم. این رضا خیلی حال میکنه تیکه های قشنگی رو که تو برنامه هام اجرا میکنم به حالت طنز از این وبلاگ واسه شما بذاره. قابل توجه اونایی  که از برنامه های طنز خوششون میاد بگم که قراره خود ِ این رضا هر یکشنبه در جلف ترین و آبگوشتی ترین برنامه با دوستمون سیاوش حضور به هم برسونند. و از همه بدتر اینکه من ِ بیچاره باید از خودم کارگرذانی این برنامه ء مضحک رو در وکولم. خوب حالا این که گفتی یعنی چه 39.gif

----------

رضا هستم ! برنامه آقای شریفی بالاخره دست از سر ِ تخم مرغ کشید و به خیار گیر دادن حالا ! چون هوا گرم شده و خیار خنک ِ . یادتون باشه که در هوای گرم صبحانه خیار بخورین تا شادمان بشین و خنک! دوستان از صبح که اومدم اینجا همینجوری مثل ِ کاروانسرا آدم اومده تُو و رفته بیرون ... من هم مثال شلغم نشستم اینجا و با همه جور اخلاق و حالات ِ مجریان سر میکنم  .. هر کسی هم که میاد خودش سر ِ‌حال ِ فکر میکنه ما هم کیفمون کوک ِ ... من همش دنبال ِ شیفته اضافه میگردم آقا شهریار یکشنبه به یکشنبه یه ساعت کم میکنه از کارمون ... بسوزه پدر ِ بی پولی .... این فایل ِ صوتی هم هنوز حاظر نیست .. باید اینجا میبودین و میخندیدین .. دو تا از مجریهای ارشد ِ رادیو نشستن تُو استدیو هی سر ِ هم هوار میکشن بعدش میگن ما که داد نمیزنیم .. یک لحظه هم نمیتونن هم دیگرو تحمل کنن ولی با هم میخوان برنامه اجرا کنن ..

حسام خان برنامتون همین الان ویرایشش تموم شد . شما دو تا (تو خیلی کمتر ) پدر ِ من و با برنامتون دراوردین .. حالا از خجالتتون در میام .04.gif

/ 6 نظر / 4 بازدید
مهم نيست

اينجا خياراش مثل خساراي ايران نيست. اينجا خياراش هورمون داره. خيار ايراني از خودش گِيرَت (غيرت) داره.

سياوش

اگه تيریپ از خجالت در اومدنه اسم منم بنويسيد ديگه خب !!!

حامد «آسمان نقره اي »

سلام. هنوز وقت نشده مطالبتون رو كامل بخونم! من هم يه وبلاگ دارم كه توي اون عكساي دخترم رو ميذارم اگر بيايد و نظرتون رو بگيد خوشحال ميشم البته حواستون باشه كه چشمش نزنيد!

مهران (اولين قلب آبي)

سلام... فكر نمي كنم پشيمون شده باشم از اينكه به وبلاگ شما سر زدم....... به نظرم مي تونيم دوستاي خوبي براي همديگه باشيم... خوشحال ميشم به من سربزني شايد ياد روزاي خوب قديما كه وبلاگ اولين قلب آبي پاتوق بروبچ پرشين بلاگ بود زنده بشه........ دوست دار تو.... دوست جديد مهران [چشمك]