يک شنبه ای دوباره از نو

صبح خوش ..رضا هستم... داشتم میومدم رادیو ، پیچیدم که ماشین و پارک کنم دیدم شهرام تو ماشینش منتظر ِ من ِ ... با خودم گفتم خدایا ، پروردگارا این چه بلایی بو د که صبح ِ اول صبح بر ما فرستادی ... خلاصه با بد و بیراه گفتن سلام علیک کردیم و اومدیم تو رادیو ... و یک منظره جالب دیدیم که برای چندین دقیقه خندیدیم .... ما برای اینکه ببینیم رادیو برای مردم چه جوری پخش میشه خودمون یک رادیو روشن کردیم و گذاشتیم  تا بشنویم ... این رادیو همش خش خش میکنه و برای همین آقای شهریار یک ۱۰ سانتی متر سیم به سر ِ آنتنش وصل کرده بود ولی بازم به خش خش افتاده بود ... امروز که اومدم ، دیدم که این سیم از ۱۰ سانت به ۲ متر رسیده و داره دوره اتاق دور میزنه ...... عکس میگیرم میذارم براتون......

آقا این اتاق ِ فرمان خیییییییییییلیییییییییییییی سرده .. با کاپشن نشستم دارم یخ میزنم بازم

این و مینویسم چون میدونم اقای صفا کیش مجری محترم ِ برنامه میخوننش !!!04.gif من آهنگ گذاشتم بعدش دیدم ایشون نیستن 21.gif آقا اهنگ تموم شد و تبلیغ گذاشتم و اونا هم تموم شد دوباره تبلیغ گذاشتم و خلاصه بعد ِ ۱۵ دقیقه  ایشون تشریف آوردن و شنونده ها رو از تبلیغ نجات دادن

من هم بالاخره مجری شدم ... قرار بود من حضور ِ فعالی داشته باشم ولی ۳ دقیقه بیشتر حرف نزدم !!!!!!

فعلا

/ 1 نظر / 4 بازدید
اتاق فرمان

رضا جان سيم ۲ متری پروژه منه. بهتر نشده خداوکيلی ؟!