جمعههههههههههههه

از وقتی که رسیدم رادیو اینجا همش شلوغ بوده اما یهو دیگه شلوغ نیست ! آقای شهریار گیر دادن که باید بریم اتاق فرمان رادیو یه مشکلی داره کامپیوتر ٢ نفره حلش کنیم . دوستان توجه داشته باشید که در داخل اتاق فرمان فقط جای یک آدم و صندلی وجود داره . تازشم این کار رو با نصف نفر هم میشه انجام داد. بعدش شهریار یادش رفت که همچین حرفی زده منم به روی خودم نیاوردم . بعدش خانم احمدی با یه ورق کاغذ اومدن طرف من و گفتن این و باید همین الان بخونیش یه آگهی ِ ! منم کاغذ رو گرفتم اما تلفن زنگ زد جواب که دادم دیدم خانم احمدی هم یادش رفت  نیشخند  فعلا که اخبار داره پخش میشه ! امشب برنامه زنده تلوزیونی خیلی کسل کننده هست !

خنده طرف زنگ زده میگه سلام آقای بارانی ، میگم رضا هستم ، میگه ااااااِِِ خوبی خشایار جان خندهقهقهه

از بس که بی کارم سرم شلوغه ! از بی کاریه زیاد خواستم دست به نو آوری بزنم به جاش گند زدم و در همین هوا بودم که شنونده عزیزی وارد رادیو شدن و گرم صحبت شدیم . به خودم اومدم دیدم که صدای رادیو قطع شده و هوای خالی پخش میشه ! به به !

/ 1 نظر / 8 بازدید

[سوال][ناراحت]