5 شنبه شلوغ

اولن که رادیو بو گند میده دارم خفه میشم ! در رو که باز کردم موج ِ بوی بد زد تو صورتم !سبز

بعدشم اینکه  منتظرم ببینم تکلیف مجری های امروز چی میشه ! مجری دوم که نمیاد و به جاش یه فیلم ٢٠ دقیقه ای فرستادن که ٢ بار پخش بشه !

برنامه سوم مربوط میشه به نقاشی که همیشه با ٣ تا کارگردان برنامه رو هدایت میکنیم اما امروز فقط منم ! باید هم تو اتاق فرمان باشم هم پشت دوربین ها و هم تلفن هارو جواب بدم ! چه شود نه؟

یه پاکت نامه هست اینجا که حاوی یه چک هست و باید ببرم به جایی واریز کنم برای رادیو . آقای شهریار دستور فرمودن که چک امروز حتما ریخته بشه . اما الان ساعت ٣:۴٢ هست و ساعت ۴ برنامه هام شروع میشه و رفتن و اومدنم کم کم نیم ساعت طول میکشه  . آفای بارانی هم همین چند دقیقه پیش پیغام رو به من رسوندن ! باز هم چه شود !

یه بیننده زنگ زدن رفتن رو اعصاب و روانم !

در مدت ۶ سال خدمت صادقانم در این تشکیلات همچین چیزی ندیده بودم ! مجری برنامه اول نیومدن واسه برنامشون  و من هم یک برنامه از برنامه های قبلشون رو گذاشتم ! بعد از ۱۰ دقیقه یهو پیداشون شد و پا فشاری کردن که میخوان برن و برنامه رو اجری کنن . من هم با یه کثافت کاری برنامه بازپخش رو قطع کردم و ایشون رو بردم رو برنامه زنده !!!!!!

دوستان بیننده دچار  مشکل شدن ظاهرا با خودشون !  زمگ میزنن قطع میکنن

مجری برنامه آخر که آدم با حالی هم هست گیر داده بود و هی ورق هاشو میذاشت رو میکروفون و منم هی میگفتم برداره و دیگه این دفعه آخری خودشم خندش گرفته بود و قبل اینکه من معترض بشم کاغذ رو برداشت.

و من رفتم ! تا فردا که از ساعت ۱ در خدمتتون خواهم بود

/ 1 نظر / 9 بازدید
صبا

خوب نامردیییییییییییییییییییییییییییییییی !!![عصبانی]