سه شنبه

اساتید محترم و محترمه سامیلیکس !

امروز از بدو ورود دچار فرمایشات مجریان محترم بودم ! از پیدا کردن گل های لیگ گرفته تا درست کردن زیرنویس برای برنامه تلوزیون . سیستم ِ پخش تصاویر از کامپیوتر مدت مدیدی بود که به رحمت خدا رفته بود . حالا راه افتاده و درد سرهای من هم زیاد شده . از این به بعد باید منتظر باشم که مجریهای عزیز همه جور چیز برای پخش دستور بدن ! 

کولر روشن ِ و من دارم رسما یخ میزنم ... یه لحظه تلفن !

اومدم .. کجا بودم ؟ آها ، آره دیگه خلاصه مشغول آدم برفی شدن هستم !

دیگه از دست این مجری ها دارم دیونه میشم ... مثل این معلم های مهدکودک که دنبال بچه هاش میگرده منم همش باید دنبال اینا باشم هی بگم بشین  تکون نخور ساکت باش یقت کجه درست بشین

ای خداااااااااا !

شیر تو شیر یعنی زمانی که :

من میگم نمیشه اما آقای شهریار میگن میشه و آخرشم نمیشه !

یعنی وقتی که من دوربین تنظیم میکنم و یکی دیگه بهش دست بزنه و به من هم نگه !

یعنی وقتی که مجری بدون هماهنگی فلان عکس رو میخواد !

یعنی زمانی که من یک نفره هم دوربین ها . هم نورها . هم میکسر ها . هم مجری ها و خطوط رو کنترل کنم !

-------------

آقای شهریار  سوتی دادن و به دلیل اینکه در اتاق فرمان تلوزیون بودن حواسشون از کار خودشون پرت شد حدود ۵ دقیقه از رادیو هوا پخش شد

من رفتم

 

/ 0 نظر / 6 بازدید